السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
288
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
وجدانى تقرير كرده است ، پس اين تخالف و تعارض را چه چيز بر طرف مىكند ؟ پاسخ از مولايمان شاه عبدالعزيز ، محدّث دهلوى : عصمت و حكمت و وجاهت نزد صوفيه معانى اصطلاحى دارند و اين مطلب در كتابهاى مربوطه به ويژه نوشتههاى حضرت والد ماجد . . . ذكر شده است . . . و معنى حكمت ، دانش سودمند است ، اگر اكتسابى بود در اصطلاح آنان حكمت ناميده نمىشود ؛ بلكه آن را « فضيلت » مىخوانند و اگر از راه وهب بر قلب شخصى فرود آيد ، نزد آنان « حكمت » ناميده مىشود ؛ مانند اين فرمايش خداى تعالى : « و آتيناهُ الحكمة و فصل الخطاب » « 1 » « و كلّا اتينا حُكما و علما » « 2 » خواه آن دانش دربارهى اعتقادات يا اعمال يا اخلاق باشد و اين معنى هم مخصوص پيامبران است مانند قول خداوند متعال : « و لقد آتينا لقمان الحكمة أن اشكر للَّه » « 3 » پس هرآنچه كه ازوحى به دست آيد ، مخصوص پيامبران است . و در حديث است : « من خانهى حكمتم وعلى درآن است . » و در حديث مشهور است : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و مراد از دانش در اينجا نيز همان معنى ذكر شده است . . . » همچنين دهلوى حديث « مدينةالعلم » را در رسالهاى كه دربارهى باورهاى پدرش ولىاللَّه دهلوى نوشته ، اثبات كرده است كه سخنش در شمارهى ( 128 ) آورده شد . پس آن را باز نمىگوييم . پس اين دهلوى را حق خداوند قاهر وادار فرمود كه خود اين حديث روشن درخشان را اثبات كند و به شهرت آن آشكارا اعتراف كند درپاسخ سؤالى كه ازاوشده بود همچنين آن رادر رسالهاى كه براى پدرش نوشته است اثبات كرد تاپدرمنحرف متجاهرخود را از زشتى عناد با پاكان طاهر ، تبرئه كند . با اين حال شگفتانگيز است كار دهلوى كه مخالفت فضيحتآور آشكارى
--> ( 1 ) . ص / 20 . ( 2 ) . انبياء / 79 . ( 3 ) . لقمان / 12 .